آرزوهای بر آورده شده
چقدر زود دارم به چیزایی که یه زمانی بزرگترین آرزوی زندگیم بود میرسم عزیزکم آرزوی نگاه معنادار تو .آرزوی سینه خیز رفتنت .آرزوی نشستنت .راه رفتنت.حرف زدنت. و .... آرزوهای من بی انتهان آرزوهای یک مادر که همه دنیاشو تو وجود پاره تنش می بینه با هر حرکت جدیدش اشک در چشماش میشینه و ذوق و اشتیاق تمام وجودشو می گیره و در لحظه ،خوشبخت ترینه... بخاطر رسیدن به آرزوش ... همونطوریکه مشتاق و آرزومند کارهای جدیدتم دلم واسه روزهای گذشته و تکرار نشدنی تنگ میشه کاش می شد هر زمان که بخوای به عقب برگردی و بفهمی چیزهای که اون موقع بزرگ ترین آرزوهات بود الان بزرگترین نعمت شدن برات .... عزیز دل مامانی دلم میخواد جلوی چشمم ...






